۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

عاشورایی سبز برای سبز اندیشان




تاسوعا و عاشورای امسال رنگ و بوی دیگری می داد. چند سالی بود که مردم رشت دل و دماغ

عزاداری امام حسین را چون سالیان پیشین نداشتند.

اما تاسوعای امسال جمعیت مردم و حضور سبزشان در خیابان ها، چشمگیر بود. و همه چشم
انتظار جرقه ای برای اعتراض بودند. آن چه که حال و هوای این حضور مردمی را متفاوت
می کرد، ترس و اضطراب نیروی های انتظامی و نیروهای راهنمایی و رانندگی از حضور
مردم بود.
وقتی از کنارشان رد می شدی، صدایشان را می شنیدی که به یکدیگر می گویند:
" خدا این تاسوعا و عاشورا را به خیر کند".

برایم جالب بود چون آن ها هم منتظر اتفاقی بودند. از بعد از نماز صبح نیروهای بسیج و سپاه و

برادران و خواهران بی هویت لباس شخصی در هر سوراخی سرک می کشیدند تا نکند امنیت

حکومت مدعی مذهبی بودن بهم بخورد.

وقتی به ساعت 11 نزدیک شدیم تجمعاتی که به صورت پراکنده در اطراف خیابان بودند کم کم

برای استفاده از این موقعیت برای سر دادن شعار بهره جستند و با آمدن دسته های عزاداری

فرصت یافتند در لابه لای نوحه خوانی مداحان شعارهای سبز سر دهند.
لباس شخصی ها و نیروهای وزارت اطلاغات که در روز های اخیر به تمام فعالان تذکر
داده بودند که در تجمع حضور نداشته باشند، از هماهنگی مردم در شعار دادن و پراکنده شدن
غافلگیر شدند. موتور سواران مرتبا در حال گشت زنی بودند.
در روز عاشورا فضای شهر بیشتر از هر روزی امنیتی و پلیسی شد. به گونه ای که ماموران
به چهره ی تک تک افراد خیره می شدند تا کسانی را که در این چند ماه از آنان فیلم و عکس
گرفتند را شناسایی کنند. تمام سطل آشغال های شهر را جمع کرده بودند و جز چند سطل آشغال
سیار که توسط چهار مامور شریف شهرداری حفاظت می شد، نمی توانستی سطل زباله پیدا کنی.
ماموران منتظر یک درگیری خونین و خوشنت بار بودند.
تمام مسیر سبزه میدان به شهرداری و حاجی آباد و مطهری، مملو از مامور و بسیجی و لباس
شخصی بود. و از مردم فیلم می گرفتند. در چندین نوبت صبح و عصر زنان و مردان گیلانی
که از صبح در خیابان ها بودند، به دادن شعار علیه حکومت یزیدی حام پرداختند.
در یکی از این نوبت ها تعدادی از معترضان را دستگیر کردند. البته با اعتراض مردم روبرو
شدند و مردم عزادار بعضی از آنان را از چنگال این یزیدیان نجات داده و با استفاده از شلوغی
و تاریکی هوا آنان را فراری دادند.
در شام غریبان بسیجیان که 30 تا 40 نفر بودند به خیابان مطهری آمدند و شروع کردند به سر
دادن شعارهای تحریک کننده. و در عوض مردم ابتدا با هو کردن و الله اکبر توان مقابله را از آنان

گرفتند. و شعارهای عاشورایی سبز را سر دادند.

در این هنگام عده ای موتور سوار آمدند. اما بر خلاف دفعات قبلی این بار مجال مانور نداشتند
چون مردم زیادی شاهد رفتار آن ها بودند و از طرفی حضور چشمگیر ماشینهایی که در حمایت
به خیابان آمده بودند باعث می شد که نتوانند مانند وحشیگری هایی که در روزهای 25 و 27 خرداد
و 13 آبان و 16 آذر در خیابان نامجو کردند تکرار شود.

آن چه که من در این روز از حضور مردم استانم فهمیدم، این است که ریزش زیادی در حامیان دولت

صورت گرفته و خیلی از مذهبیون سنتی مرتبا در حال ناسزا گفتن به حاکمیت بودند. از طرفی جوانان

سعی می کردند به خشم خود مسلط باشند تا سرکوبگران به هدف خود نرسند و با درگیر کردن جوانان

در وضعی متشنج، این جنبش را رادیکالیسم نکنند.

همه برای رساندن پیام جنبش سبز در فضایی به دور از خشونت آماده بودند و با تمام شانتاژهایی

که از جانب این اقتدارگرایان صورت گرفت اما استراتژی تجمع، شعار دادن و پراکنده شدن

بسیار مفید بود و تا ساعاتی 3 بامداد روز دوشنبه نیروهای بسیج و سپاه و نیروهای گردان
عاشورا خواب و آرام نداشتند و با دلهره و اضطراب در حال گشت زنی بودند.

این روش بسیار مفید است. هم باعث می شود این نیرها به تهران نروند زیرا می ترسند این
شهرستان را از دست بدهند. از طرفی با این اقدام به زودی فرسایش می یابند و ریزش
چشمگیری پیدا می کنند.
و آن زمان ما با قدرتی بیشتر و گام هایی بزرگ تر به سمت پیروزی پیش می رویم.

۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

منتظری آزادیت مبارک


مرگ تو ضایعه ی بزرگیست که با هیچ کسی جبران نخواهد شد. کمتر انسانی را سراغ داریم

که چون تو تمام لحظات زندگی اش مفید و پر خیر و برکت باشد.

روحت شاد و راهت پر رهرو باد.

۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

من اعتراف می کنم







محمد نوری زاد: اعتراف می‌کنم‌؛ من عکس امام را پاره کردم‌!
محمد نوری زاد در وبلاگ گاه نوشت با اشاره به حوادث رخ داده در یک هفته اخیر پیرامون ادعای رسانه ملی در توهین به تمثال امام از سوی دانشجویان معترض در ۱۶ آذر و زیر سوال بردن این اقدام صدا و سیما از سوی موسسه نشر آثار امام (ره) و اتهام به رسانه ملی جهت تهیه سناریو برای ضربه به جنبش سبز نوشته است:من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد.
تراف می کنم که‌: خطا کردم‌. احساساتی شدم‌. بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم‌. دیدم شما طومار سپاه و بسیج و عزت امام را پاره کرده اید‌، من به عکس او بسنده کردم. دیدم شما نقشه راه امام را که حرمت نهادن به مردم و کرامت یک یک آنان در آن بود و هست‌، پاره کرده و پاره می کنید‌، زورم به عکس امام رسید.
دیدم شما وصیت نامه امام را که در آن به خیر وخوبی و عزت و سربلندی برای ایران و ایرانی تاکید شده‌، پاره می کنید‌، سهم من همان عکس امام شد. من با چشم برزخی خدا داده ام جمال مبارک امام را دیدم که به قیل و قال شما تبسم می کرد‌ و صدای دلنشین او را شنیدم که از یک بلندی برسرشما فریاد می زد و می فرمود‌: ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گریبان می درید‌، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتیجه انتخابات به گلوله بستند و خونشان برزمین ریختند‌، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به عقل و اسلام و راه خمینی‌، به شعارگویی های تند و پرتنش نپرداختید‌؟
اصلا من خودم‌، روح الله الموسوی الخمینی‌، به محمد نوری زاد گفتم‌: برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاریخ و آینده به شوربختی جماعتی بنگرند که استعداد خلق یک دروغ ساده را نیز ندارند‌. در کشوری که فراورده های فکری و سیاسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان حکومت به شوخی گرفته می شود‌، پاره شدن عکس او احترام به امام است‌.
پیوست:


نامه سرگشاده محمد نوری زاده به رهبر جمهوری اسلامی

اخراج محمد نوری زاده از انجمن قلم

یکی دیگر از سرکوبگران شناسایی شد

از خشم و انتقام ملت ایران برحذر باشید





۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

شمارش معکوس حاکمیت


پس از اعدام مظلومانه احسان فتاحیان، چندان دل و دماغ نوشتن نداشتم. اما باید به فکر
نجات احسان های دیگر بود. اگر دلاورانی چون احسان امروز بودند،افسردگی و انفعال
را بر نمی تابیدند. و همیشه نگاهی پر امید به جلو و دیدن افق پیروزی داشتند. پس باید با
یاد این عزیزان برای آینده سبز تلاش کرد.
در 16 و 17 و 18 آذر مردم رشت و دانشجویان غیور دانشگاه های رشت، با فریاد
" مرگ بر دیکتاتور" با آزاد اندیشان سراسر کشور پیوند اتحاد و همدلی و هم صدایی
را دوباره تجدید کردند. مردم بسیار ظریف و زیبا عمل کردند. در هر مکانی که تجمع شان
با سرکوب روبه رو می شد، به خیابان دیگری می رفتند و شعار سر می دادند. این اعتراضات
پراکنده و گسترده در شهر در طل این سه روز، قدرت تصمیم گیری را از نیروهای سرکوبگر
گرفته و کاملا مستهسل شده و نمی دانند چگونه با این معترضین برخورد کنند.
یکی از اقدامات جالب و قابل تحمل، کشیده دامنه تجمع و اعتراض به درون خیابان های اصلی و
پر تردد بود. وقتی تعدادی از دانشجویان به خیابان شیک و خیابان های فرعی منتهی به شهرداری
رسیدند، مردم و بازاریان نیز با آن ها هم صدا شدند.
با تمام تلاشی که در این چند ماه نیروهای اطلاعاتی سپاه و وزارت اطلاعات برای محدود کردن
معترضین انجام داده بودند تا فقط در خیابان نامجو و ، پردیس و نهایت تا فرهنگ باشد تا به
راحتی بتواند مردم را سرکوب کرده و باعث پراکندگی معترضین شده و سایر مردم از این اتفاقات
بی خبر بمانند.
در روز 16 آبان این سیاست از هم پاشید و جنبش سبز در حرکتی شجاعانه با تمام خطراتی
که بود، توانستند دامنه اعتراض را به بازار بکشانند.
در ماه محرم، هم چنان حضور گسترده خود را در مکان های پر رفت و آمد به نمایش خواهیم گذاشت.
تا پایه های دیکتاتوری را به لرزه درآوریم...... به امید پیروزی برای همه.

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

در صبحگاه امروز تمام ایران با مردم کرد در عزا نشست




احسان جوان آزاد اندیشی که قربانی سیاست بازی های خصمانه قوه قضاییه شد.

او اولین و آخرین کسی نیست که نظام مفلوک و خون خوار آخوندیسم برای ایجاد

رعب و وحشت به پای چوبه دار می برد.

اما آنان غافل از آنند که هم چون احسان در ایران بی شمارند. پس تا می توانند چوبه دار

بسازند زیرا ایرانی تا خون در بدن دارد ذلت نمی پذیرد.

۱۳۸۸ آبان ۹, شنبه

نکات مهم در مورد راهپیمایی 13 آبان





توصیه هایی مهم برای شرکت در راهپیمایی 13 آبان



اول- سر موقع در محل راهپیمایی حاضر باشید.


تشکیل هسته های اولیه یک تجمع بسیار مهم است. برای این کار بهتر است هر جا


که هستید تا قبل از ساعت ده در مسیرهای راهپیمایی حضور داشته باشید. با توجه


به تجربه روز قدس، مسیر های خیلی دور را انتخاب نکنید تا بتوانید قبل از ظهر در


میدان انقلاب حاضر باشید. میدان فلسطین (نزدیک سفارت امریکا) و میدان فردوسی


(نزدیک سفارت روسیه) مکان های مناسبی برای آغاز راهپیمایی است. در این مکان ها


آن قدر می ایستیم تا تعداد افراد موج سبز ده ها برابر جمعیتی شود که آن ها به زحمت از


اطراف آورده اند. سپس یه سمت میدان انقلاب حرکت می کنیم تا به همراه سایر دسته های


مردمی در تجمعی میلیونی و در سکوت کامل به سمت میدان آزادی حرکت کنیم.

دوم- شبکه های اجتماعی برای شرکت در راهپیمایی 13 آبان را تشکیل دهیم.


آن هایی که برای شرکت در راهپیمایی روز قدس شبکه اجتماعی تشکیل داده اند


و به همراه اعضای خانواده، همکاران، هم محلی ها و یا دوستان خود در این روز


در راهپیمایی شرکت کرده اند می توانند تا روز چهار شنبه ساعت و مکان حرکت


خود را با آنان هماهنگ کنند. اما آن هایی که تنهایی در آن روز به راهپیمایی رفته اند


حتما" از همین حالا گوشی تلفن را بردارند و برای چهارشنبه صبح مکان و زمان را


با تعدادی از اطرافیان خود هماهنگ کنند. با توجه به این که چهارشنبه روز کاری است،


بهتر می توان با همکاران و همکلاسی ها هماهنگی کرد. حتی می توانید در صورتی که


فرستنده این ایمیل را می شناسید در پاسخ به همین ایمیل از او بخواهید که با شما همراه


شود و یا می توانید متن زیر را برای دوستان خود ایمیل و یا اس ام اس کنید:


"سلام،


چهارشنبه صبح ساعت 9:30 می تونیم همدیگر رو ببینیم. میدون فلسطین چطوره؟


میدون فردوسی چطور؟ اگه می تونی سریع بهم خبر بده. ممنون"


تشکیل شبکه های اجتماعی از چند جهت حائز بیشترین اهمیت است:


1- باعث می شود روحیه افراد بالاتر رود. تنها بودن ترس و فشار روانی بالایی را تحمیل


می کند. افراد ممکن است با دیدن یک اتفاق ناخوشایند تصور کنند همه چیز تمام شده است.


روحیه دادن افراد به یکدیگر برای ادامه دار شدن جنبش ضروری است. این افراد می توانند


آخر هفته ها با هم کوه بروند و یا مهمانی به صرف بحث سیاسی برگزار کنند. با تشکیل


شبکه های اجتماعی ادامه جنبش تضمین شده است.


2- موجب جذب نیروی بیشتر برای جنبش سبز می شود. عضویت در گروه های اجتماعی


جاذبه مضاعفی تولید می کند.


3-به دلیل آن که رژیم فعلی حاکم بر ایران بسیار خشن با معترضین برخورد می کند، مبارزان


نمی توانند با سازمان های علنی (مانند احزاب و انجمن ها) به مبارزه بی خشونت بپردازند.


چنین سازماندهی تلفات را افزایش می دهد و توسعه سازماندهی را با کندی مواجه می کند.


در چنین شرایطی به جای سازمان واحد و علنی، هسته های مستقلی که ارتباطشان با یکدیگر


سطحی و محدود ولی نقشه عمل مشترک دارند بهترین امکانات را در اختیار مبارزان قرار


می دهد و تلفات و خشونت مبارزه پخش می شود. همانند این شبکه های اجتماعی در دوران


انقلاب اسلامی و در میان مذهبیون به کمک شبکه مساجد محلی به وجود آمد. در حالی که


سازمان های بزرگی مانند حزب توده و جبهه ملی به شدت سرکوب می شدند، سرکوب


چنین هسته های خودبنیادی برای نیروهای ساواک بسیار دشوار بود.


4- باعث چرخش سریع تر اطلاعات می شود. ضمن این که نفوذ نیروهای سرکوبگر


را سخت تر می کند. یک نفر می تواند رابط بین شبکه اجتماعی باشد. مثلا" بین شبکه


اجتماعی محل کارش با شبکه اجتماعی محل زندگی اش. این کار به ویژه زمانی که ابزارهای


ارتباطی به شدت توسط رژیم محدود می شود مفید خواهد بود.


5- موجب بالا رفتن آگاهی های سیاسی می شود. چرا که افرادی که این گونه با هم ارتباط


برقرار کرده اند وقتی به هم می رسند معولا" به بحث های سیاسی می پردازند.

سوم – از حرکت های رادیکال و خشونت آمیز و شعارهای تند پرهیز کنیم


پیروزی مبارزه بی خشونت بیش از آن که به شدت و حدت آن وابسته باشد به استمرار آن بستگی


دارد। دیکتاتور برای مدت زیادی نمی تواند از نیروی سرکوب استفاده کند و در دراز مدت از



قحطی سیاسی خواهد مرد। ضربات کوچکتر اما مستمر نسبت به ضربات موثر و هیجان انگیز



که موجب ساکت و آرام شدن موقت جنبش گردد بسیار مفیدتر است ।



13آبان آخرین ضربه جنبش سبز بر پیکره سیاه دیکتاتوری طرح هایی مانند نشستن و ماندن



در خیابان به عنوان آخرین ضربه موقعی مفید است که دیکتاتوری غاصب احمدی نژاد و خامنه ای



به اندازه کافی ضعیف شده باشد بی شک زمان آن هم اکنون فرا نرسیده است.


هم چنین سر دادن شعارهایی مانند جمهوری ایرانی در شرایطی که هنوز حتی بسیاری از



شهروندان موج سبز کور سوی امیدی به جمهوری اسلامی دارند موجب ناامیدی این افراد



از جنبش سبز خواهد گردید ما مطمئن هستیم به زودی روزی فرا می رسد که باقی مانده بدنه



اجتماعی جمهوری اسلامی هم از آن به کلی قطع امید کرده و آن گاه همگی با هم شعار جمهوری



ایرانی را خواهیم داد در هر صورت مراقب نفوذ عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی در میان



بدنه جنبش سبز باشیم بهترین برای فروپاشی این جنبش قدرتمند مردمی نه از بیرون بلکه از



داخل و از طریق برهم زدن آهنگ سرعت آن است। تندروی از یک سو و سرخوردگی از



سوی دیگر، بهترین نتیجه را برای کودتاچیان دارد। انقلاب سال 57 نتیجه حداقل



دو سال مبارزات پیگیر مردمی بود.

چهارم – شعارهای پیشنهادی برای 13 آبان:


نه دولت کودتا، نه منت امریکا : کسانی که با شنیدن ادبیات قلدرمابانه احمدی نژاد فریب



او را خورده اند با شنیدن این شعار پی به برخی واقعیت ها خواهند برد.


مذاکرات مخفی، مایه ننگ ملی : این شعار دروغگویی های احمدی نژاد را در عرصه های


بین المللی زیر سوال می برد.


سفارت روسیه، لانه جاسوسیه : اگر 30 سال پیش سفارت امریکا لانه جاسوسی بود، امروز


سفارت روسیه، پشت کودتاچیان قرار گرفته است.


نه شرقی، نه غربی، دولت سبز ملی : عدم وابستگی جنبش سبز را به دولت های خارجی نشان


می دهد.


استقلال، آزادی، دولت سبز ملی : در میانه جمهوری ایرانی یا جمهوری اسلامی، این شعار


می تواند وحدت آفرین باشد.


روحانی دلاور، کروبی افشاگر : این شعار الگویی می سازد از این روحانی دلاور برای


سایر رهبران جنبش سبز


تا احمدی نژاده، هر روز همین بساطه : این شعار باعث ترغیب به ادامه حرکت می شود।


بسیجی واقعی، همت بود و باکری : این شعار باعث می شود تا بسیجی هایی که جیره خور


نیستند از پشت کودتاچی ها بیرون آیندو بسیج که یک سازمان سرکوب گر شده است ریزش


کند.


روحانی واقعی منتظزی صانعی : این شعار باعث می شود تا روحانیت مردمی از روحانیت


درباری تفکیک شود.


سهرابیم، نداییم، ما همه یک صداییم : این شعار باعث روحیه گرفتن خانواده های داغدار


می شود چرا که می بینند اسم عزیزانشان سر زبان مردم هست و فراموش نشده اند.


باراک حسین اوباما، با محمودی یا با ما : تاثیر این شعار روی افکار عمومی مردم


امریکا و در نتیجه روی سیاست خارجی دولت اوباما در قبال ایران بسیار زیاد خواهد بود.


پول های نفت رو برده، سگ های هار آورده : احمدی نژاد که با دزد خواندن دیگران خود


را دزدگیر معرفی می کند باید جواب بدهد که اگر نفت بشکه ای 140 دلار را ندزدیده، پس


چه کار کرده است؟