
تاسوعا و عاشورای امسال رنگ و بوی دیگری می داد. چند سالی بود که مردم رشت دل و دماغ
عزاداری امام حسین را چون سالیان پیشین نداشتند.
اما تاسوعای امسال جمعیت مردم و حضور سبزشان در خیابان ها، چشمگیر بود. و همه چشم
انتظار جرقه ای برای اعتراض بودند. آن چه که حال و هوای این حضور مردمی را متفاوت
می کرد، ترس و اضطراب نیروی های انتظامی و نیروهای راهنمایی و رانندگی از حضور
مردم بود.
وقتی از کنارشان رد می شدی، صدایشان را می شنیدی که به یکدیگر می گویند:
" خدا این تاسوعا و عاشورا را به خیر کند".
برایم جالب بود چون آن ها هم منتظر اتفاقی بودند. از بعد از نماز صبح نیروهای بسیج و سپاه و
برادران و خواهران بی هویت لباس شخصی در هر سوراخی سرک می کشیدند تا نکند امنیت
حکومت مدعی مذهبی بودن بهم بخورد.
وقتی به ساعت 11 نزدیک شدیم تجمعاتی که به صورت پراکنده در اطراف خیابان بودند کم کم
برای استفاده از این موقعیت برای سر دادن شعار بهره جستند و با آمدن دسته های عزاداری
فرصت یافتند در لابه لای نوحه خوانی مداحان شعارهای سبز سر دهند.
لباس شخصی ها و نیروهای وزارت اطلاغات که در روز های اخیر به تمام فعالان تذکر
داده بودند که در تجمع حضور نداشته باشند، از هماهنگی مردم در شعار دادن و پراکنده شدن
غافلگیر شدند. موتور سواران مرتبا در حال گشت زنی بودند.
در روز عاشورا فضای شهر بیشتر از هر روزی امنیتی و پلیسی شد. به گونه ای که ماموران
به چهره ی تک تک افراد خیره می شدند تا کسانی را که در این چند ماه از آنان فیلم و عکس
گرفتند را شناسایی کنند. تمام سطل آشغال های شهر را جمع کرده بودند و جز چند سطل آشغال
سیار که توسط چهار مامور شریف شهرداری حفاظت می شد، نمی توانستی سطل زباله پیدا کنی.
ماموران منتظر یک درگیری خونین و خوشنت بار بودند.
تمام مسیر سبزه میدان به شهرداری و حاجی آباد و مطهری، مملو از مامور و بسیجی و لباس
شخصی بود. و از مردم فیلم می گرفتند. در چندین نوبت صبح و عصر زنان و مردان گیلانی
که از صبح در خیابان ها بودند، به دادن شعار علیه حکومت یزیدی حام پرداختند.
در یکی از این نوبت ها تعدادی از معترضان را دستگیر کردند. البته با اعتراض مردم روبرو
شدند و مردم عزادار بعضی از آنان را از چنگال این یزیدیان نجات داده و با استفاده از شلوغی
و تاریکی هوا آنان را فراری دادند.
در شام غریبان بسیجیان که 30 تا 40 نفر بودند به خیابان مطهری آمدند و شروع کردند به سر
دادن شعارهای تحریک کننده. و در عوض مردم ابتدا با هو کردن و الله اکبر توان مقابله را از آنان
گرفتند. و شعارهای عاشورایی سبز را سر دادند.
در این هنگام عده ای موتور سوار آمدند. اما بر خلاف دفعات قبلی این بار مجال مانور نداشتند
چون مردم زیادی شاهد رفتار آن ها بودند و از طرفی حضور چشمگیر ماشینهایی که در حمایت
به خیابان آمده بودند باعث می شد که نتوانند مانند وحشیگری هایی که در روزهای 25 و 27 خرداد
و 13 آبان و 16 آذر در خیابان نامجو کردند تکرار شود.
آن چه که من در این روز از حضور مردم استانم فهمیدم، این است که ریزش زیادی در حامیان دولت
صورت گرفته و خیلی از مذهبیون سنتی مرتبا در حال ناسزا گفتن به حاکمیت بودند. از طرفی جوانان
سعی می کردند به خشم خود مسلط باشند تا سرکوبگران به هدف خود نرسند و با درگیر کردن جوانان
در وضعی متشنج، این جنبش را رادیکالیسم نکنند.
همه برای رساندن پیام جنبش سبز در فضایی به دور از خشونت آماده بودند و با تمام شانتاژهایی
که از جانب این اقتدارگرایان صورت گرفت اما استراتژی تجمع، شعار دادن و پراکنده شدن
بسیار مفید بود و تا ساعاتی 3 بامداد روز دوشنبه نیروهای بسیج و سپاه و نیروهای گردان
عاشورا خواب و آرام نداشتند و با دلهره و اضطراب در حال گشت زنی بودند.
این روش بسیار مفید است. هم باعث می شود این نیرها به تهران نروند زیرا می ترسند این
شهرستان را از دست بدهند. از طرفی با این اقدام به زودی فرسایش می یابند و ریزش
چشمگیری پیدا می کنند.
و آن زمان ما با قدرتی بیشتر و گام هایی بزرگ تر به سمت پیروزی پیش می رویم.





